سفرنامه فیلبند

سفرنامه فیلبند

اولین باری که اسم فیلبند رو شنیدم، فکر می‌کردم یه جای خیلی دور و دست‌نیافتنی باشه. اما وقتی به پیشنهاد خانواده با مجموعه پیروز رفتیم، فهمیدم چقدر طبیعت می‌تونه هیجان‌انگیز و باحال باشه. جاده‌ای پرپیچ‌وخم که انگار توی ابرها غرق شده، هوا سرد و خنک، و من که ذوق‌زده بودم برای دیدن اون اقیانوس ابر که همیشه تو عکس‌ها دیده بودم.

راه رسیدن و حس هیجان

مسیر فیلبند پر از پیچ و خم‌های تند بود. من که کنار پنجره نشسته بودم، هر لحظه انتظار داشتم که آسمون از زمین جدا بشه و من برم وسط ابرها. دوستام با هم شوخی می‌کردن، عکس می‌گرفتن و هی می‌گفتن: «آقا بیا اینجا، یه عکس بگیر، وای چه قشنگ!»

رسیدن به فیلبند و اقیانوس ابر

وقتی رسیدیم بالا، انگار وارد یه دنیای دیگه شدیم. ابرها همه جا بودند؛ زیر پا، اطرافمون، انگار روی ابرها راه می‌رفتیم. خورشید داشت طلوع می‌کرد و همه چی طلایی شده بود. این حس رو نمی‌شد با کلمه توصیف کرد، باید بودی و حس می‌کردی.

گشت و گذار در ییلاق و آشنایی با مردم محلی

تو ییلاق کوچیک و دوست‌داشتنی فیلبند، با چند نفر از مردم محلی حرف زدیم. خیلی خوش‌برخورد و مهربون بودن. از سبک زندگی ساده‌شون گفتن و اینکه چطور هر روز با این طبیعت زندگی می‌کنن. کلی خوش گذشت، حتی یاد گرفتم چطوری پنیر محلی درست می‌کنن!

طلوع و غروب؛ دو تا جادو

طلوع خورشید تو فیلبند یه چیزی بود که همیشه تو ذهنم می‌مونه. رنگ‌ها، نورها، سکوت صبحگاهی، همه با هم ترکیب شده بود. و غروب که اونقدر خاص بود که نمی‌خواستم چشمام رو ببندم. دو تا جادویی که فیلبند به من هدیه داد.

برگشت و خاطرات

وقتی برگشتیم، دلم نمی‌خواست این حس خوب تموم بشه. عکس‌ها و فیلم‌ها رو نگاه می‌کردم و هی می‌گفتم: «چقدر خوش‌شانس بودم که اینجا بودم!» واقعا سفر با آژانس پیروز یه تجربه متفاوت بود، و من دوست دارم دوباره برم و بیشتر کشف کنم.

این سفرنامه جذاب به قلم یکی از همسفرای عزیز نوجوانمون نوشته شده.برای تجربه های جدید و نو همین حالا  اقدام به رزرو تور با مجموعه ما کنید.

برچسب ها:

یک نظر بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *